نامه ای برای دختر عزیزمون سارینا .... ( برای فرداها...)
دختر عزیزم ...... آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی...صبور باش و مرا درک کن... اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف میکنم....و یا هنگامیکه نمیتوانم لباسهایم را بپوشم...صبور باش و زمانی را به یاد آور که ساعت ها صرف می کردم تا همین کارها را به تو یاد بدهم. اگر زمانی که صحبت میکنم حرفهایم تکراری است و یا کلماتی را چندین بار تکرار میکنم...صبور باش و حرفهایم را قطع نکن و به حرفهایم گوش فرا بده....هنگامی که خردسال بودی برای اینکه کلمه ای رو یاد بگیری، هزار بار اون رو تکرار می کردم . وقتی نمی خواهم حمام کنم ....نه مرا سرزنش کن و نه شرمنده...زمانی را بیاد آور که تو را با هزار و یک بها...
نویسنده :
مامان محدثه
2:05










